مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
399
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> پاسخى به صواب نيابند وبه عذاب خداى دچار گردند ، وهمىبشنوند كه ايشان را گويند بچشيد كه ستمكاران را يار وياورى نيست ، همانا أمير المؤمنين علي عليه السلام مىفرمايد : « العمرُ الّذي أعذرَ اللَّه فيه ابن آدم ستّون سنة » . مقصود اين است كه چون كسى روزگارش به شصت سال پيوست وهمچنان در باديهء ضلالت به غفلت نشست أو را معذور نخواهند داشت وعذر أو را مسموع نخواهند شمرد ، اكنون در ميان ما مردى نيست كه ادراك اين مقدار روزگار ننموده باشد واز مقام مسئوليت خارج باشد ، وما را روزگارى بر سرير چميده كه تزكيهءنفوس ومتابعان ما بر ما لازم است وما به اينكار گروگان باشيم ، لكن خداىتعالى ما را در نصرت پسر پيغمبرش در هر موطني از مواطن ومقامي از مقامات ونهجى از مناهج مطيع وصادق نيافت ومنافق وكاذب ديد ، با اينكه ازاين پيش كتب آسمانى وپيغمبران يزدانى را دريافتيم واز أوامر ونواهى حضرت سبحانى كما يليق با خبر شديم وآنچه بايد به ما بنمودند وحجّت را تمام فرمودند وبراي ما راه عذر نگذاشتند . باز گوييد تا عذر وبهانهء ما در حضرت خداى يگانه وپيغمبر ما چيست ؟ وچون بامداد قيامت با آنحضرت ملاقاة كنيم در جواب چه داريم وبهانه چه بياوريم با اينكه پسر حبيب أو وذريّهء طاهره ونسل مباركش در ميان ما كشته وبه خون خويش آغشته شدند ، لا واللَّه هيچ عذر وبهانه از بهر ما امكان نجويد جز اينكه شمشير بر كشيم وبا اعداى دين مقاتلت جوئيم وكشندگان آنحضرت ودوستداران ايشان را بكشيم ، يا در طلب ثار فرزند رسول مختار عرضه هلاك ودمار شويم ، شايد پروردگار قهار از كردار نابهنجار ما بگذرد ، معذالك من أيمن نيستم كه از عقاب خداى رستگار باشيم ، ايّها القوم هم اكنون يكتن را بر خويشتن ولايت دهيد چه شما را از امارت أميري كه اصلاح أمور خود از أو جوييد ورايتي كه در پيرامونش انجمن سازيد گريز وگريزى نيست . اين مسيب بن نجبه همان كس بود كه با عمر بن سعد ملعون به كربلا رفته بود . بالجملة چون مسيب اين كلام بگذاشت ، رفاعة بن شداد برخاست وگفت : « اما بعد ، همانا خداىتعالى تو را به أصوب قول وارشد أمور هدايت كرد كه ما را به جهاد فاسقين وتوبت از گناه عظيم بخواندى ، واين جمله همه از تو مسموع وبرآورده مىشود ، واينكه گفتى امر خود را با مردى گذاريد كه أمور شما را قرين انتظام بدارد ودر زير رايت امارت أو فرآهم شويد همانا ما نيز آنچه تو به صواب وصلاح ما بازگفتى خود نيز مىبينيم ، هماكنون اگر آن مرد خود تويى ما همه به تو ونصيحت تو خشنود وتو را خواهانيم ومحبوب مىشماريم ، واگر تو وأصحاب ما به صلاح وصواب مقرون شماريد اين امر را با سليمان بن صُرَد كه شيخ شيعه وصاحب رسول خداى صلى الله عليه وآله هست بازگذاريم وأو را بر خويشتن به امارت برداريم ، چه أو را سبقت وخدمت ومحمدتى در بأس ودين ووثوقى در حزم وآئين است كه ديگران را نيست . » آنگاه عبداللَّه بن سعد بر همين منوال سخن كرد وهر دو تن زبان به تمجيد سليمان ومسيّب برگشودند ، مسيّب گفت : « همانا به راه صواب رفتيد وانديشهء نيكو ساختيد امر خويش را به سليمان صرد بازگذاريد من